عزیزم سهیل چند روز از پایان هفت ماهگی ات گذشته و من رو انقدر گرفتار کردی که هنوز نتوانستم چیزی بنویسم.
مهم ترین اتفاقی که در این مدت افتاده نیش زدن دندان یک راست پائینی است که خیلی گریه و نق نق کردی تا نیش زد الان هم دندان کناریش سفید شده و لثه آماده ترکیدن است.
بعد این که حالا می توانی بشینی. ما خیلی اصرار نداشتیم اما وقتی در کالسکه می گذاشتمت تا برویم بیرون خودت دو طرف کالسکه را می گرفتی و می نشستی و کم کم توانستی تعادلت را حفظ کنی.
بعد این که اشیاء را می توانی از روی میز برداری. با روروئک راه می روی و به همه جا سر می زنی و خراب کاری می کنی.در روروئک سواری خیلی ماهر شدی؛ چپ و راست و عقب و جلو را کامل انجام می دهی. ما هم اتاق را امن کردیم برات. میز ها و رومیزی ها و کشوها ... را جمع و جور کردیم. ولی اسباب بازی هات را می چینم لبه میز یا مبل تا برداری چون می دانم این کار یک مرحله از رشدت است.
بعضی از کلمات را هم خوب متوجه می شوی. مثلا:
پاشو: وقتی دراز کشیدی و می گویم پاشو خودت را به یک طرف جمع می کنی تا بغلت کنم یا کمر و باسنت را بالا می دهی.
بیا: وقتی سوار روروئک هستی و می گویم بیا مثل قرقی پا می زنی و می آیی به طرفم و یا نشستی و می گویم بیا آماده بغل شدن میشوی امروز که انقدر عجله داشتی که خودت دست هام رو بردی روی پهلوهات تا بغلت کنم. البته مثل جوجه ها همیشه دنبالم می آیی و اگر جایم را عوض کنم بدون این که چیزی بگویی کم کم می آیی و کنارم بازی می کنی و این خیلی برام جالبه که انقدر غریزی این کار را می کنی. چند شب پیش نیمه های شب که خواب بودم دیدم دست راستم به یک جایی بند شده وقتی بیدار شدم دیدم دستم را بغل کردی و خوابیدی. الان هم از آن طرف اتاق آمدی زیر میز و بازی می کنی. وقتی هم که قاشق در دست من ببینی پرواز کنان می آیی به طرفم.
نی نی ، توتو، جوجو: وقتی این کلمات را می گویم به اسباب بازی هات یا چیزهای رنگی پشت ویترین مغازه ها نگاه می کنی و اوم اوم می کنی.
دست و هورا: معمولا وقتی کاری را انجام می دهی می گویم و تو هم غش غش می خندی.
دست دستی ( دس دسی ): دست راستت را بالا و پائین می بری و می خندی اخیرا هم دست های من رو می گیری تا دست بزنم.
سرسری: سرت را به چپ و راست تکان می دهی البته این کار را هنوز خوب انجام نمی دهی.
نه: هنوز در مرحله یادگیری هستی و برای جلوگیری از گاز گرفتن دارم بهت یاد می دهم چون دندان هات درآمده.
اطرافیان را هم کم و بیش می شناسی و وقتی بغلت می کنند گریه نمی کنی.
حرکت های دستت که بهتر شد حرکت دورانی از مچ را انجام دادی. انقدر این کار را سریع انجام می دهی انگار بهت نای نای کردن یاد دادیم. روزی هم که واکسن شش ماهگی ات را زدیم لحظه واکسن دست هات را تند تند و به حالت عصبی می چرخاندی و به پائین نگاه می کردی بعد هم یک جیغ بنفش کشیدی. البته با این که واکسن سه گانه زدی خیلی گریه نکردی مثل دو ماهگی ولی برای دندان هان انقدر اذیت کردی که من از خستگی و ناراحتی زار زار گریه می کردم. نادر هم کار داشت و دیر وقت به خانه می آمد و 6 صبح هم می رفت.
صداهای جدیدی هم می گویی. اول این که جیغ می زدی و بعد هم انگار داری صدات را صاف می کنی تند تند اوه اوه می کردی حالا هم که با حرف "ق" همه چی می گویی. از شادی و خنده تا گریه و اعتراض با ترکیبی از حرف "ق" است.
اعتراض کردن را هم خوب بلدی! تا چیزی را از دستت می گیرم می زنی زیر گریه!!!
از جارو برقی نمی ترسی و دنبال جارو می آیی و وقتی هوای خروجی به صورتت می خورد خوشت می آید.
زور زدن رو هم یاد گرفتی از وقتی غذاخور شدی! فقط وقتی خوابی و می خوای پی پی کنی جیغ و دادت هوا می ره واسه همین بیدارت می کنم تا آگاهانه کارت رو انجام بدی! 